Alireza Najafi:در بیابان مثل باران آمدینو بهاری در زمستان آمدیدر زمین ابلیس ما را کشته بودجان انسان مرگ شیطان آمدیخار خشک و خاک تلخ و شور بودمثل گل در جسم گلدان آمدیجسم عریان بشر در احتضارمردگان را جامه ی جان آمدیکعبه در دستان بتها ملعبهبت شکستی عین ایمان آمدیآتش نیرنگ نمرود ی بپاچون خلیل در گلستان آمدیساحران روی زمین حاکم شدهمثل موسی اژدها بان آمدیچون گیاه نیمه جان بود آدمیمثل عیسی آیت جان آمدیحجتی از آسمان اینجا نبودمملواز آیات و برهان آمدیبیسوادی جهل غوغا می نمودبا کتاب وحی و قرآن آمدیجان بقربان قدمهای شماآمدی ای جان جانان آمدیخشم بود و خشم بود و خشم بودچشمه ی جوشان احسان آمدیحال عالم چون کویر لوط بودسبزه و گل در بیابان آمدیبت نماد چهره ی حق گشته لودروی حق در جسم انسان آمدیظلمت و تاریکی دل جلوه داشتنور حق در خرقه ی جان آمدیآسمان در های خود را بسته بوداز کنارعرش سلطان آمدیسفره دار رزق معنا زآسماندر زمین مانند مهمان آمدی
علیرضا نجفی
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 1:46